.

نگاهی به موسیقی متن فیلم «ابد و یک روز»

دلرباییِ دلِ سوخته کمانچه

امید رئیس دانا کمانچه، کمانچه آلتو، رباب، عود و سازهای الکترونیک را با زیرکی و هوشیاری خاصی برای خلق موسیقی متن فیلم «ابد و یک روز» انتخاب کرده است؛ رباب، عود و کمانچه شاید به اندازه خانواده ویولن ها از گستره صوتی زیادی برخوردار نباشد اما توانایی فهماندن واژه واژه های احساس دورنی کاراکترهای داستان سعید روستایی جوان را دارد آن قدر که وقتی کمانچه صدای موسیقایی گریه های «سمیه» (با بازی پریناز ایزدیار) می شود، بیننده توانایی همذات پنداری با اعضای خانواده را پیدا می کند و می تواند خود را فردی در آن لوکیشن متصور شود و ببیند.

موسیقی، نمایی را که «سمیه» مشغول رنگ کردن و چیدن اتاق برادر خود «محسن» (با بازی نوید محمدزاده) است، باورپذیرتر کرده چرا که صدای کمانچه و عود فضای صمیمی و قدیمی خانه های طبقه پائین جامعه را یادآور می شود و رنگ و بویی تازه می دهد. رئیس دانا اگر به جای این سازها از سازهای دیگری چون بادی برنجی ها و یا حتی ویولن ها استفاده می کرد قطعا نمی توانست چنین صحنه موسیقایی باورپذیری را خلق کند؛ هر سازی به مانند هر گل بویی دارد و هر سازی براساس تم و تونالیته قاب تصویر انتخاب می شود و دقیقا «ابد و یک روز» به دلیل داشتن تم قدیمی خانواده های ایرانی طبقه پائین جامعه چه به لحاظ دکوراسیون و چه به لحاظ تربیتی و فرهنگی، حق انتخاب کمتر و البته درست تری را به آهنگساز داده است. این کمتر بودن حق انتخاب سبب شده آهنگساز از سازهایی که کمتر در موسیقی متن فیلم ها مورد استفاده قرار می گیرد، بهره مند شود و این یعنی دیده شدن تمامی سازهای ایرانی، غربی و شرقی و متمرکز نبودن آهنگساز بر یک یا چند ساز خاص!

انتخاب دقیق و درست ساز و نوشتن پارت حرفه ای سبب می شود مخاطب، شنونده گستره صوتی وسیعی به لحاظ سازبندی شود و گوش خود را به شنیدن یک تم موسیقایی از یک یا چند ساز معدود، محدود نکند؛ چرا که امروزه در موسیقی متن فیلم ها اغلب آهنگسازها برای راحت تر کردن کار خود، از یک ساز و یا چند سازی که حتی برای مخاطب غیرحرفه ای سینما و موسیقی شناخته شده است، استفاده می کنند و یک پارت چند میزانی کوتاهی می نویسند و گوش موسیقایی مخاطب را به شنیدن یک موسیقی محدود، عادت می دهند که این رفتار اشتباه، از یاد بردن سازها و تم های متفاوت موسیقی ایرانی، شرقی و غربی را سبب می شود.

اما در موسیقی متن فیلم پُر سیمرغ «ابد و یک روز»، مخاطب موسیقی اثرگذار را با سازهایی که کمتر مورد استفاده قرار می گیرد، می شوند. موسیقی در 2 نما به شدت خوش درخشیده و حلقه اشک در چشمان مخاطب را سبب می شود؛ در نمایی که «نوید» برادر کوچک خانواده به سینی وسط حیاط که در آن قرآن، ظرف آب و اسپند قرار دارد، نگاه می کند، کمانچه و عود خبر از ترس و دلتنگی «نوید» از دوری «سمیه» خواهر خود می دهد. در این نما دیالوگی شنیده نمی شود اما سازها خیلی روان و شنوا دیالوگ های دلتنگی برادر را به زبان موسیقایی بیان می کند. نمای دیگر درخشش موسیقی فیلم، در سکانس پایانی فیلم و روشن شدن چراغ خانه توسط «سمیه» است؛ موسیقی در این نما زیاده گو نیست و با اندک صدایی چراغ امید دل مخاطب را روشن و از او دلبری می کند.

نوشته های دیگر