.

موسیقی متن سریال «تکیه بر باد»

سریال تکیه بر باد

موسیقی در گیرو دار کلیشه

آهنگسازی موسیقی سریال «تکیه بر باد» بر عهده مهدی یغمایی می باشد. یغمایی از همکاری بهروز صفاریان در تنظیم موسیقی و ترانه سرایی روزبه بمانی با صدای گرم و دلنشین محمد اصفهانی، سود برده است.

پیانو، سازهای کوبه ای، ویولن ها، سازهای الکترونیکی و سوپرانو (آواهای زیر زنانه)، در آهنگسازی یغمایی شنیده می شوند. موسیقی به نسبت موسیقی دیگر سریالهای تلویزیونی خوب کار شده است اما کمی کاستی و ضعف هم دارد. بطوریکه اگر ویولن ها حذف شوند، موسیقی عملا فلج می شود! ای کاش آهنگسازان سریالی به جای استفاده از این همه سازها و روندی تکراری، کمی خلاقیت بروز می دادند. یغمایی هم به مانند عده ای از آهنگسازان روند کلیشه ای را در پیش گرفته است. مثلا در سکانس هایی که کارگردان تاکید خاصی بر آن دارد، از سازهای کوبه ای استفاده کرده است. این مدل تاکید موسیقایی بر صحنه دیگر کلیشه ای شده و ای کاش یغمایی در استفاده از ساز بر این نوع تاکیدها از گونه های مختلف آرشه نوازی ویولن ها بهره می گرفت! و یا مثلا صدای بم کنترباس می توانست ساز مناسبی در تاکیدهای به وفقه کارگردان باشد! نوازش سریع سیم های کنترباس با انگشت دست، روند تاکیدی مناسب و خلاقانه تری به موسیقی می دهد. در واقع کنترباس با دارا بودن خاصیت صدای بم و پراقتدار، به درستی می تواند در صحنه های تاکیدی، اثرگذار عمل کند.

اما در استفاده از سوپرانو بسیار خوب عمل کرده و نقطه قوتی در بروز خلاقیت موسیقایی می باشد. محمد اصفهانی هم به مانند آهنگسازی آنچنان متفاوت کار نکرده است. سطح توقع مخاطب به شدت رشد کرده و دیگر با چنین روند کلیشه ای، ارضا نمی شود! حق هم دارد، آخر تا کی باید از تلویزیون یک مدل موسیقی و خوانندگی را بشنود.

در موسیقی سریالی (تلویزیونی) مدیران همیشه کلیشه وار عمل می کنند. بنا به گفته یکی از  آهنگسازان بنام و متبحر سینما و تلویزیون که چندی پیش مصاحبه ای با او داشتم، این روند کلیشه وار موسیقی در تلویزیون به درخواست مدیران و تهیه کنندگان فیلم می باشد! و همین مهم سبب می شود تلویزیون سیل عظیم مخاطب خود را از دست بدهد؛ کما اینکه تا الان هم این اتفاق افتاده است. مخاطب در هر سریالی که پخش می شود موسیقی را تکراری می شوند. تکرار در روند پارت نویسی (که بعید می دانم دیگر کسی در آثار تلویزیونی، پارت نویسی برای سازها انجام بدهد؛ بعد از درگذشت بزرگان اهل موسیقی، موسیقی به شدت در بخش پارت نویسی سازها افت کرده است) و استفاده از سازها بد جوری مخاطب را می آزارد. تلفیق سازها چند سالی است باب شده و همین تلفیق و ترکیب صداهای متفاوت در کنار هم است که  موسیقی زیبا و اثرگذار و جدیدی را بوجود می آورد. فقط باید کمی خلاق باشیم و از بزرگان اهل موسیقی دنیا بهره بگیریم. تاکید می کنم بهره بگیریم نه دقیقا گرته برداری کنیم!! البته گرته برداری صد در صد هم بد نیست چون سبب می شود مخاطب یک موسیقی غربی را با سازهای شرقی تجربه کند. درست به مانند موسیقی فیلم «جرمِ» مسعود کیمیایی که کارن همایون فر آهنگسازی آنر بر عهده داشت.

ای کاش مدیران و تهیه کنندگان فیلم و سریال تلویزیونی، آنقدر که به کمیت برنامه ها اهمیت می دهند، کمی هم به فکر کیفیت و نتیجه و اثر کار باشند! سینما و تلویزیون ما از حضور هنرمندان و آهنگسازان متبحر و خلاقی سود می برد و این لیاقت ما نیست که با داشتن چنین دُرهای گرانبهایی، در فقر موسیقی و هنر سر کنیم. رشد و بروز خلاقیت یک آهنگساز در گرو آزادی عمل اوست. تلویزیون ایران استحقاق آزادی عمل و طرح ایده های ناب را دارد چرا که خلاقترین آهنگسازان و خوانندگان را در دل خود جای داده است.

نوشته های دیگر